آزادی برای همه
درباره : در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی میگریند که آزاده زیست(دکتر علی شریعتی)
...............................
اگر مثل گاو گنده باشی میدوشنت!اگر مثل خر قوی باشی بارت میکنند!اگر مثل اسب دونده باشی سوارت میشوند!فقط از فهمیدن توست که میترسند...(دکتر علی شریعتی)
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
تماس با نویسنده
پروفایل
نویسنده
دسته بندی موضوعی
آزادی(٢)
شعر(٢)
وطن(٢)
اخبار خارجی(۱)
انقلاب(۱)
ایران(۱)
شهید(۱)
جنگ(۱)
ازادی(۱)
آرشیو
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
لینک دوستان
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ايران
فناوری اطلاعات
آمار و خروجی وبلاگ
rss 2.0


چرا به ما میگویند ملت شریف ایران؟؟؟
3دهه پیش چه بسیار جوانانمان و سرمایه های کشورمان را در راه وطن و حفظ دین و اعتقاداتمان و آزادی کشورمان از دست دادیم...آن روزها همه یکصدا فریاد میزدند استقلال آزادی جمهوری اسلامی... همه با هم یکدل و یکصدا بودیم...همه هدفمان یکی بود...آن هم آزادی وطن از دست طاغوت و مزدوران....آن روزها مرد و زن . پیر و جوون . در خیابان ها دست در دست هم...با مشتهای گره شده فریاد میزدند" زندگی مصرفی معادل بردگی است" آه...این شعار قلبم را میشکند...وقتی میبینم جنسهای چینی تمام بازارمان را تسخیر کرده درحالیکه جوانانمان بیکارند سنگ افراد تنبل رو به سینه نمیزنم سنگ متخصصان.مهندسان.پزشکانی را به سینه میزنم که بیکارند!با مدرک مهندسی راننده اند!کارمند جزء در شرکتها هستند....پدران و مادرانمان فریاد زدند:ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی...آن روزها همه با هم یکی بودند...میگفتند: " مرگ بر این سلطنت پر فریب"...آری ملت شریف ایران دیگر فریبی در کار نیست...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 31/6/58؟؟؟؟؟ میدانی چه روزی بود؟؟؟؟درست 30 سال پیش زمانی که ما ملت شریف ایران تازه داشتیم آزادی و ارامش را در کشور حس میکردیم در این تاریخ خرمشهر لرزید....خانه ها ویران شد(هنوز هم آثار ان روزها در شهرهست!!!!بعد از 30 سال....هنوز هست)دل هموطن جنوبی ام لرزید...شکست...فرزند خردسالش مقابل چشمانش پرپر شد...پدر و مادرش مفقود شدند...همسرش...خواهرش...برادرش...وقتی چکمه سیاه دشمن عروسک کوچکش را زیر پا لگد میکرد اشک در چشمانش حلقه زد...بغض گلویش را فشرد...میخواست فریاد بزند مادرش را صدا کند اما مادر دیگر نبود....پای سرباز دشمن را گرفت و فشرد ...به دندان درید تا عروسکش را پس بگیرد....چکمه سیاه دشمن روی شهرهایمان بود...روی خانه هایمان...روی خاک مقدس کشوری با فرهنگ چند هزار ساله...روی خاک ایـــــران....اما چه بسیار نوجوانان و غیورمردانی که برای دفاع از ناموس و خاک وطن سینه جلوی توپ و تانک دشمن سپر کردند و با فریاد یازهرا و الله اکبر به سمت دشمن حمله کردند...چه بسیار زنانی که با جون و دل در پشت جبهه ها ی نبرد خدمت کردند و دلگرمی همسران و پسران و برادرانشان بودند...چه بسیار جهان آراها...چمران ها...حسین فهمیده ها رفتند...رفتند تا من و تو بمانیم...رفتند تا من و تو شبها با ارامش سر بر بالین بگذاریم و هر لحظه نگران تجاوز و هتک حرمت حریم خصوصی خانه هایمان نباشی...رفتند تا ایران را از دست بیگانگان مصون نگه دارند...رفتند تا..... نرفتند که امروز من و تو سنگ دشمن را به سینه بزنیم......نرفتند که بیگانگان و متجاوزان دیروز برایمان دایه دلسوزتر از مادر امروز شوند...نرفتند تا ارزشهایمان یادمان برود و ارزشهای دیگران برایمان الگو شوند....نمیدانم چرا شهدایمان و انقلابمان و جنگمان را برای من و تو بد معرفی کرده اند...؟؟؟آنقدر گفته اند و منت گذاشتند که عده ای بیزار شدند...تو حق داری...نه!خوشحال نشو...خوب حرفهایم را بخوان...ما همه مدیونیم...اما تو حق داری چون تو مدیون کسانی که منت میگذارند نیستی...تو مدیون شهید همت و شهید آوینی و همه انهایی که جنگیدند هستی که خالصانه رفتند و اگر الان بودند هرگز منتی بر سرمان نداشتند...اخر ما همه یکی بودیم...فرقی بینمان نبود وقتی میجنگیدیم...دکتر و بیسوادش فرقی نداشت...همه میجنگیدند برای ایــــران....اما الان میگویند تو نفس کشیدنت را مدیون منی چونکه ملتمان شهید داده!!!!!ما هم سکوت میکنیم برای همین است که به ما میگویند ملت شریف ایران.... آنها نرفتندتا به اسم اسلام همه چیز را به خوردمان دهند...نرفتند تا افراط کنیم و شور همه چیز را در بیاوریم...امروزه انقدر حاشیه ها ارزشمندتر و پررنگ تر از متن شده اند که هدفها و آرمانها و ارزشهایمان را فراموش میکنیم...این افراطها و پررنگ شدن حاشیه ها و دور شدن از متن گاهی مارا از دینمان هم خارج میکند... ملت شریف ایران...! آیا این درست است؟؟؟اگر حاشیه ها برایمان ارزشمنتر نبودند میفهمیدیم چرا حسین فهمیده زیر تانک رفت نه اینکه فقط در سالگرد شهادتش پز فهمیده را بدهیم...آخر او فداکاری و مردانگی کرد چرا شما پزش را میدهید؟؟؟؟؟جز اینکه منت 8سال دفاع مقدستان را بر سرمان گذاشتید؟؟؟بر سر نسلی که آن روزها نبودند...آنان که رفتند قهرمان بودند...نه آنان که ماندند و پرده بر راه آنان کشیدند.... اگر حاشیه ها برایمان ارزشمنتر نبودند اینقدر به جان هم نمی افتادیم آن هم برای مقام و ثروت دنیوی...اگر حاشیه ها چشممان را کور نمیکرد میفهمیدیم طاغوت شاخ و دم ندارد...طاغوت فقط آن نیست که بی دینی و شرک و ظلم وستم را رواج دهد...کمی که فکر میکنی میبینی به اسم اسلام ظلم کردن....به اسم عدالت بی عدالتی و ناحق کردن و نامردی کردن...به اسم دین محمد (ص) حلال را حرام کردن و حق الناس کردن...از هر طاغوتی بدتر است...ایا اطاعت از آن درست است؟؟؟من نمیدانم و نمیتوانم فتوا دهم...شما بگویید...نظر شما چیست؟؟؟ به ما میگویند ملت شریف ایران !چرا؟؟؟چون 30 سال تحریم را تحمل کردیم...هر سختی را به جان خریدیم...هرچیزی گفتند گفتیم چشم!!!به جان و دل خریدیم!!!30 سال سکـــــوت....سّّّّـــــــــــــــــــــــــی ســـــــــــــــــــــــــــال..... اهای...هموطن...امروز چه بر سرمان امده؟؟؟مگر سی سال ÷یش را یادتان رفته؟؟مگر فریادهایی که زدیم را یادتان رفته؟؟؟چرا از اهدافمان دور شده ایم؟چرا بر سر قدرت میجنگیم؟مگر ما انقلاب نکردیم تا جمهوری اسلامی داشته باشیم؟مگر ما 8سال نجنگیدیم و شهید ندادیم تا کشورمان بر پایه های اسلام ناب محمدی بنا شود؟تا کی میخواهیم سرمان را مثل کبک در برف کنیم و تظاهر کنیم همه چیز خوب است؟تا کی میخواهید بگویید همه چیز طبق میلمان است؟....نمیدانم شاید من در اشتباهم...شاید نمیبینم و نمیفهمم که همه چیز خوب پیش میرود... ایا واقعا اینطور است؟؟؟شما بگویید!!!!!



رئیس جمهور امریکا روز سه شنبه در مراسم افطاری که به مناسبت ماه رمضان در کاخ سفید برگزار شده بود، شرکت کرد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، باراک اوباما در حالی که در سالن غذاخوری کاخ سفید در مراسم افطار از گروهی از مسلمانان امریکایی استقبال می کرد خطاب به آنها گفت؛ رمضان برای بیش از یک میلیارد مسلمان زمان عبادت و تامل فراوان است. افطار امشب یک نوع مراسم مذهبی است که رمضان امسال در خانه ها و مساجد تمامی 50 ایالت امریکا انجام شده است. همان طور که ما می دانیم اسلام بخشی از امریکا است. جامعه مسلمانان امریکا همچون دیگر شهروندان امریکایی یکی از پویایی ها و گونه های خارق العاده محسوب می شوند. اوباما در ادامه افزود؛ در این مراسم، ما ماه مبارک رمضان را جشن می گیریم و ما همچنین این امر را که مسلمانان تا چه اندازه امریکا و فرهنگ آن را به شکل های کوچک و بزرگ غنی کرده اند نیز جشن می گیریم.
منبع : روز نامه اعتماد ، شماره2043
پی نوشت:شاید این پست با هدف من از زدن این وبلاگ ربطی به هم نداشته باشه اما چون این خبر خیلی برام جالب و عجیب بود دوست داشتم اینجا بذارم...نظر شما راجب این خبر چیه؟؟؟؟؟

...
چقدر سخت است در این اوضاع بی روحی
در این کشتار انسان های دل خسته در این صحرای بی آبی
که در آزادی ما و شما غبطه می خوردند بر دل ها
آری چقدر سخت است بر زبان آوردنِ مرگِ آن برنا
که در جنگ و دفاع از میهنِ خواهران و مادران و پدران صالح
تیر زهر دشمن آزادی ایران را به دلش می خوانَد
چقدر سخت است در مزارش، صدای گریه ی مادر
که در آن سوز سرمای زمستان، به مزارش بنشیند تا صبح
و به مانند زمستان به بهاری منتظر، اشک ریزد تا عصر
چقدر سخت است این ها را، شهدا دانستن
در مقابل کشته های دولت سرکوب را مردار!
به خود آیید مردم! که شهید کرده اند بی گناهان را

...
مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم آی
با شما هستم آی
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می گردم
لب باغی ـ سر کوهی - دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم برسد
من هواری را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
چه کسی می آید با من فریاد کند؟؟

...